زمان می گذرد و زندگی میان هزاران چیز معلوم و نامعلوم گم می شود، مدفون می شود. در میان هزاران خبر بد، جنگ، ترور، ترس، ناامیدی.
تو درست می گویی، خیلی از آلمانی ها هم، خیلی های دیگر هم:
" این یک رسم آمریکایی است. محصول امپریالیست ها. برای فروش بیشتر محصولاتشان و مصرف گرا تر کردن جوامع"
می دانم. اینها را خوب می دانم.
اما این را هم به یاد داشته باش که شاید این تنها هدیه خوب یکی از این ایسم هاییست که ما را در بر گرفته اند. شاید باید به این روز به چشم یک فرصت نگریست و نه یک تهدید. فرصتی برای شکافتن دیوار ضخیم روزمرگی با جادوی عشق. شاید این نشانه گذاری اخرین تلاش انسانهاست برای به یاد آوردن اینکه تنها راه نجات بشر از این همه نکبت و بدبختی چیست. به یاد آوردن اینکه چند حرف ساده همراه با باوری عمیق آرامشی می آفریند، ناگفتنی. آرامش و عشقی که همچون گم گشته ای ازلی سالیان سال است به دنبال آن می گردیم...
شاید امروز وقت خوبی باشد که با تو بگویم:
« دوستت دارم را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام»