پ.ن: این وبلاگ رو هم اگر دوست داشتید ببینید. مال سرپرست گروه آمریکا در المپیاد فیزیک هست ( المپیاد فیزیک امسال تو ایران و تو اصفهان بر گزار می شه) من از گزارشهای این آقا خوشم اومد (:
بعد از چند دقیقه اومده پیشم و می گه: آهنگش خیلی قشنگ بود ولی من از شعرش اصلا خوشم نیومد!!!
من:
تو که معنی شعرش رو نمی فهمی!
اون: چرا ! تو اینترنت ترجمه اش رو پیدا کردم! این شعر همه اش در مورد حسادته! هی می گه این کار رو نکن، اون کار رو نکن که من ناراحت نشم. تو چطور خوشت اومد؟
من:
هرچی به مغزم فشار آوردم نتونستم بهش بفهمونم اونجوری که اون فکر می کنه نیست. یعنی شعر در مورد حسادت هست ها! ولی یه جوریایی هم نیست! آخه «ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم» یا« می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر» با حسودی فرق داره!!!
فقط تونستم بهش بگم که این شعرها رو با مفاهیم مدرن بررسی نمی کنن و ترجمه هم خیلی از احساس شعر رو می گیره و شعر مثل متن می شه و ...
آدم چه چیزایی باید توضیح بده ها!!!!
با این تعریف این روزها این وبلاگ صمیمی ترین دوست منه. انس و الفت خاصی باهاش دارم و دوسش دارم مثل یک دوست.
۲. تا حالا «مرشد و مارگاریتا» نجاتتون داده؟ من رو دیشب نجات داد. وقتی دلم می خواست در برم چشمم افتاد به «مرشد و مارگاریتا» شروع کردم به خوندنش و چند دقیقه ای در رفتم. نمی دونم از چی. ولی لذت بردم و آروم شدم.
۳. کمی دچار افسردگی «نمی دونم چمه» شدم. بیشتر از معمول گریه می کنم و بیشتر از معمول دوست دارم تنها باشم و «آقای نون» مهربون هم بیشتر از معمول محبت می کنه به من که کمی زده به سرم!
من خوشبختم.
و ما همچنان محافظت می کنیم از هم....
ادامه مطلب
« همیشه سعی کن تعادل برنج - عدس رو رعایت کنی»!!!!
تعادل برنج - عدس : چیزی تو مایه های تعادل اسید و باز یا ...!
مرداد یعنی مرگ و نیستی و امرداد یعنی جاودانگی و بیمرگی! (+) لطفا خودتون از واژهء درست استفاده کنید و به بقیه هم یادآوری کنید. ماه های تقویم ایرانی معانی خیلی قشنگی دارند. مثلا اردیبهشت یعنی بهترین پاکی و راستی، شهریور یعنی شهریاری، بهمن یعنی اندیشهء نیک و ... حیف نیست خودمون با دست خودمون به ماه پنجم اسم «نیستی و مرگ» بدیم؟
عکسها رو ببنید و داستان رو بخونید:(عکس) (از زبان حاضران)
پ.ن: واقعا دلم می خواد بدونم این رییس مجلس خودش این حرفهایی که زده باورش می شه! مثلا اینجاش: آقای حدادعادل در مورد اقدامات خشونت آميز و آتش زدن جايگاههای بنزين که در پی آغاز سهميه بندی بنزين رخ داد گفت: "ملت ایران دشمنانی دارد و آنها پول خرج می کنند و عده ای معدود و فریب خورده که همیشه وجود داشته و خواهند داشت، به بهانه بنزین تخریبهایی به وجود می آورند".
مشکلات عادی زنها رو که داری، مشکلات زنهای جوامع سنتی و اسلامی رو هم که داری، فلسطینی هم که هستی تازه همجنسگرا هم هستی!!!
فقط فکرشو بکن!
(این از اون فکرهای بی ربطی بود که دیشب زیر دوش به سرم زد! گفتم به شما هم بگم بی نصیب نباشید از این افاضات گاه گاه من!!!!)
خوشحالم که مادرم راست می گفت. خوشحالم که "بزرگ شدم و قدر خواهرم رو فهمیدم"
حالا بیست ساله شده است و من نیستم. اولین بار نیست. هجده سالگی برایش مهم بود. هجده ساله شد و من نبودم. دانشگاه قبول شد، شاد بود و من نبودم و نبودن عادت رنج آور این سالهای من است.
برایش از قبل هدیه فرستاده بودم، خوشش آمده بود. خوشحال شدم. امروز زنگ زدم برای تبریک، برای جبران نبودن. شاد و شنگول و بیست ساله برایم از دوستان جدیدی گفت که پیدا کرده و از "پسرها"یی که می آیند و می روند در زندگی اش و من یادم افتاد که همیشه دوست داشتم این روزها را کنارش باشم تا اول با "طرف" قهوه ای بخوریم بعد به خانه بیاییم و غیبت کنیم و بخندیم. البته غیبت و خندیدن که هست ولی ...
زندگی من در بیست سالگی چرخ قشنگی خورد، برای او هم پیچ و تابهای زیبا، بالا و پایینهای پر هیجان و آرامش آرزو می کنم.


