تبليغاتX
روزمرگی های من!

روزمرگی های من!

از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!

از دیروز به این فکر افتادم که آیا بین حیثیت ایرانی ها و ممه ارتباط معنا داری وجود دارد یا نه ! و البته واضح و مبرهن است که بی دلیل به این فکر نیفتاده ام. هنوز چند ماهی از واکنشهای مختلف به قضیه’ آقایی که در آسانسور ممهء یک خانم فرنگی را بوسید نمی گذرد که موضوع چاپ عکس برهنهء یک خانم دانشجوی ایرانی در اسپانیا مطرح شده است. نویسندهء وبلاگ جمهور برای بررسی حدودی درستی یا نادرستی ادعای سایت خبری صبح در یک نظرخواهی  از خوانندگان خود پرسیده است آیا عمل این خانم به حیثیت ما ایرانی ها لطمه زده است یا نه.  

به نظر آقای نون این خانم شخصیت جالب و قابل توجهی دارند و البته واضح و مبرهن است که حرفش بی دلیل نیست. به نظر او کسی که بیست و چند سال در ایران و در یک خانوادهء ایرانی بزرگ شود و برای ادامهء تحصیل از ایران خارج شود و بتواند آنقدر بر سنتها و ارزشهای دست و پا گیر، ترس از حرف مردم، آبروریزی و...*فائق بیاید که با خشنودی عکس برهنه اش را روی جلد مجله چاپ کند آدم جالبی است. من با این دیدگاه موافقم و همان گونه که دیدن عکس لخت مدلهای آلمانی روی مجله ها حیثیت آلمانی ها را در نظرم خدشه دار نمی کند، دیدن عکس این خانم هم به حیثیت ایرانی ام!!! (اصلا چی هست این حیثیت ایرانی؟!) لطمه ای نمی زند.   

دیدگاه شما چیست؟ خواهش می کنم به ویژه اگر با این دیدگاه مخالفید نظرتان را برایم بنویسید.

 

 

*گرفتاریهایی که هر فرد ایرانی بسته به نوع تربیت و خانواده بیش و کم به آنها دچار است.     

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 15:48  توسط من (روزمره نگار)  | 

 ۱. سیزده به در                چارده به تو                   درد و غمها همه تو کتو*

۲. وقتی بسیجی شادباش می گوید: رفیق، امیدوارم در هشتاد و هفت مشمول الطاف غیر خفیه خداوندهم باشی

۳. سیزده به در خوش بگذرد (:

 

* کت، به ضم کاف به معنی سوراخ، کلمه ای است که کرمانی به کار می برند و با کت (coat) هیچ ارتباطی ندارد!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 فروردین1387ساعت 13:42  توسط من (روزمره نگار)  | 

به این گفت و گو بین من و آقای مسوول در سفارت ایران در آلمان توجه کنید:

من: می خواستم بدونم کنسولگری ایران در شهر ما کی شروع به کار می کنه

آقای مسوول در سفارت ایران در آلمان!: ببینید خانوم، این حساب احتمالاته. یعنی چیزی نیست که ما بتونیم پیش بینی کنیم و به شما بگیم. شما بگیر بین یک ماه تا سه ماه دیگه. از هر زمانی که شروع به کار کنه هم در خدمت هموطنا هستیم

در این مملکت فرنگی گزاره هایی با این همه دقت را فقط می توان از سفارت ایران شنید. البته خوشحالم که از روزی که - بخواست خدا - شروع به کار بکنند از خدمت به ما هموطنان عزیز فروگذار نمی کنند!!!  

+ نوشته شده در  جمعه 9 فروردین1387ساعت 16:5  توسط من (روزمره نگار)  | 

چند روزی در بهشت بودم. آفتاب و سبزی و دریا و نسیم، گرچه کمی خنک! بعد از مدتها بی حد و حساب لذت بردم، از همه چیز. برای این روزهای برفی و خاکستری و سرد اینجا هم برای خودم ذخیره ای از تصویر و خیال آماده کردم. هر وقت که چشمم را ببندم ساحل شنی زیبا را می بینم و آبی باشکوه دریا را و آفتاب را که با سخاوت بر همه می تابد.

سال نو را در یکی از زیباترین شهرهای دنیا شروع کردم یعنی همهء سال در سفرهای خوبم؟!

عکسهای زیبایی که آقای نون گرفته است را به زودی اینجا خواهم گذاشت، گوش شیطان کر!

 

پ.ن: پست قبلی برای خودم (در صفحهء بلاگفا) درست دیده می شد، نمی دانم چرا اینجا اینطوری است! شما به بزرگی خودتان ببخشید. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 11:58  توسط من (روزمره نگار)  |