تبليغاتX
روزمرگی های من!

روزمرگی های من!

از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!

اتحاد خدشه ناپذیر

در طول چند ساعتی که در نوبت نشسته بودم هرجور زنی که فکر کنید دیدم. پیر، جوان، میانسال، چادری شیک، چادری سنتی، بدحجاب! خیلی بدحجاب با هر مدل دماغ عمل کرده و نکرده که فکرش را بکنید. در تمام این مدت فکر می کردم تنها چیزی که می تواند اینهمه زن متفاوت را دور هم جمع و حتی گاهی با هم همصحبت کند امر مقدس "مو کنی" است.

قبلا هم پرسیده بودم، واقعا چه کسی رسم مو کندن از خود را به زنها چپاند؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 15:18  توسط من (روزمره نگار)  | 

فرق

وقتی بیرون از ایرانم فکر می کنم مهم ترین تغییراتی که ایران لازم دارد اصلاح قانون اساسی و جدا شدن دین از سیاست است. بعد از چند هفته زندگی در تهران فکر می کنم بهتر است قبل از هرچیز مشکل آلودگی هوا و ترافیک و کم آبی و گرانی حل شود.  اینجور وقتها بهتر درک می کنم چرا "دورمانده ها" گاهی اینقدر چرت و پرت می گویند!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 10:57  توسط من (روزمره نگار)  | 

بازگشت

سلام. من برگشتم. جای همگی خالی خیلی خوش گذشت و الان در دوران نقاهت خوش گذشتن! هستم. یعنی کمی تا قسمتی دلتنگ و دلگرفته و تنبل ام و امیدوارم که این دوران زودتر بگذرد و دوباره به همه چیز عادت کنم.

یکی از قسمتهای خیلی خوب این سفر دیدن دختر گیسو طلا و مادرک جان و خواهرک جان دوست داشتنی اش بود. همانجور که تصور می کردم خونگرم و صمیمی و بامزه بود و در خانهء خوشگلش کلی به من خوش گذشت.

راستی یک روز در بهار در تهران برف هم بارید، هیجان انگیز است نه؟

پ.ن بی ربط: یک سایت هواشناسی آلمانی و یک سات طالع بینی انگلیسی را می خواستم باز کنم که هر دو فیلتر بودند!!!  

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 فروردین1388ساعت 15:28  توسط من (روزمره نگار)  |