تبليغاتX
روزمرگی های من! - قسم!

روزمرگی های من!

از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!

قسم!

وسط حرف با مامانم، یه دفعه دیدم صداش رو خیلی آورد پایین و یک خبر به اصطلاح داغ بهم داد! و گفت که هیچ کس این رو نمی دونه من هم نباید فعلا به کسی بگم ( آخه به کی بگم این ور دنیا!!!)

من: پس تو از کجا می دونی؟

مامانم: عمو (به شوهر خاله ام می گیم عمو)  یه خاله گفته و خاله رو قسم داده که به کسی نگه. خاله هم من رو قسم داده که به کسی نگم!

من: چقدر هم شما ها نگفتین!

مامانم: نه، منظورش این بود به کسی که به دیگران می گه نگو، تو که نمی گی! تازه، من هم که فقط به تو گفتم!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 20:41  توسط من (روزمره نگار)  |