مبارزه
شروع روزهای سرد برای من و سرماخوردگی به معنی شروع مبارزه است. مبارزهء ما همیشه طرح ثابتی دارد. او حمله می کند و من دفاع. قسمت زیادی از وقت هردوی ما صرف همین کشمکش می شود. نشانه های حملهء او معمولا مشابه است: گلو درد، بدن درد، خستگی و سنگینی سر و چشم. ابزارهای دفاعی من هم اینهاست: آسپیرین و ویتامین C ، بُخوور، آب نمک، چای گیاهی و هر روز صبح یک پرتقال!
امسال تا اینجای کار من برنده بوده ام و سرماخوردگی هنوز نتوانسته است مرا در خانه بخواباند اما به قول قدیمی های با ادب: شب دراز است و قلندر بیدار و به قول قدیمی های کمتر با ادب!: نشاشیدی شب درازه!!!
پ.ن: دلم می خواد یک هفته برم خونمون (ایران) سرما بخورم، بهم رسیدگی بشه، خوب بشم و برگردم!
+ نوشته شده در جمعه 18 آبان1386ساعت 10:50  توسط من (روزمره نگار)
|


