تبليغاتX
روزمرگی های من! - وطن

روزمرگی های من!

از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!

وطن

موقعی که من ایران بودم (تقریبا دو ماه پیش) یک بازی جدیدی راه افتاده بود به اسم «وطن» . احتمالا خیلی هاتون می دونید چی بود. من خودم دقیق یادم نیست ولی انگار قرار بود هر کسی بگه که وطن از نظر اون کجاست و اگر جنگ بشه چی کار می کنه و این حرفا. حالا برای چی یاد اون بازی افتادم؟ توی این چند هفته دوتا فیلم دیدم که منو یاد این بازی انداختن. اولی فیلم جدید انگ لی Lust, Caution  و اون یکی فیلم جدید رابرت ردفورد liones for lambs. اولی خیلی قشنگ بود و دومی اصلا جالب نبود. اما نکتهء مشترک هردو فیلم این بود که آدمهایی که می خواستن به وطنشون خدمت کنن و در نهایت به طرز بدی کشته می شن بدون اینکه تغییری در چیزی ایجاد بشه.

نمی دونم از ناامیدیه یا از دید منطقی یا از ترس یا... که مدت زیادیه کارهایی که توش جون انسانها برای تغییر دادن حکومت یا نجات وطن یا آرمانهایی شبیه به این به خطر میفته، بی فایده میان. به نظرم زنده موندن اون آدمها بیشتر فایده داره و خیلی وقتها هم تاریخ نشون داده که آرمانها پوچ از آب در اومدن و فقط اون وسط آدمها بودن که فدا شدن...

اگر دوست دارید بگید تا خلاصهء هر دوتا فیلم رو بنویسم. در مورد فیلم دوم شاید چیزکی توی یک پست جدا نوشتم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 17:15  توسط من (روزمره نگار)  |