تبليغاتX
روزمرگی های من! - باز سنتوری

روزمرگی های من!

از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!

باز سنتوری

وقتی پست قبلی رو در مورد سنتوری می نوشتم واقعا «پر» بودم ازش. قبل از خواب فیلم رو دیده بودم و تو خواب ولم نکرده بود و صبح هم کماکان ولم نمی کرد. حالا که از فیلم فاصله گرفتم می تونم نکته های منفی ای که به نظرم رسید رو هم بنویسم.

بزرگترین ضعف فیلم، به نظر من، بی ارتباط بودن سکانس و مونولوگ اول فیلم با بقیهء فیلم بود. من هنوز نفهمیدم چرا گفت امروز آخرین روزیه که هوای کثیف تهران رو می دم تو ریه های سوخته ام. اگر کسی فهمید به من هم بگه!!! یک قسمت دیگهء فیلم که من اصلا خوشم نیومد تک گویی های هانیه، زن علی سنتوری، بود. چند تا جمله که کاملا مستقیم و بدون هیچ پیچ و تاب هنری منظور فیلم رو بیان می کرد!  

از همهء اینها که بگذریم می خواستم بگم خدا رو شکر که عذاب وجدان من و امثال من از دیدن فیلم اکران نشده، درد بی درمان نبود و تهیه کننده ها یک حساب بانکیی اعلام کردند که بشه پول فیلم رو واریز کرد.  0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032) اینجوری اگر بیشتر کسانی که فیلم رو می بینند پول رو واریز کنند عدو سبب خیر شده و مردم می تونن فیلم بدون سانسور ببینن، تهیه کننده هم به حقش می رسه و دماغ «بعضی ها» که توی اون وزرارت خونهء محترم! کار می کنند هم می سوزه.

فقط این وسط یک قسمت کار به نظرم لوس اومد و اون اینکه تهیه کننده ها گفتند برای اینکه مردم فکر نکنند اونها از روی «احتیاج» حساب بانکی اعلام کردن پولی که جمع بشه رو صرف امور خیریه می کنن!! مگه اشکالی داره کسی که فیلم ساخته دنبال حقش- در اینجا پولش- باشه که اینها این حرف رو زدن؟

از اینها هم که بگذریم، شاید خبر خوش رو شنیده باشید : رضا ناجی هنرپیشهء فیلم آواز گنجشکها در جشنوارهء برلین خرس نقره ای برد (: اینجا یک گفتگو با اون هست.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 17:24  توسط من (روزمره نگار)  |