تبليغاتX
روزمرگی های من! - از این روزها

روزمرگی های من!

از زندگی، روزمرگی ها و دلمشغولی های من!

از این روزها

سلام. نه که نوشتنی نباشه، نمی نویسم که ناراحتی ام به شما سرایت نکنه. اینجا در این شهر آروم زندگی ادامه داره و فقط ما هستیم که مثل سیر و سرکه در جوشیم، ناراحتیم، ترسیده ایم، امیدواریم و حتی گاهی خوشحالیم. وقت نشده بود بگم که از رای دادن پشیمون نیستم الان می گم. رای دادن باعث شد خیلی چیزها از پشت پرده جلو چشم ما بیان و حساب خیلی چیزها بعد از سالها روشن بشه.

 یکی از بهتریم دوستهای وبلاگی ام گفته از تلاشهایی که اینجا می شه بنویسم. اینجا ما در شهرهای مختلف راهپیمایی می کنیم و بلند فریاد می زنیم : زنده باد همبستگی جهانی" و امیدواریم که "جهان" به داد ما برسه. آنگلا مرکل برای بار دوم سفیر ایران رو خواسته است و گفته  که آنها خواستار بازشماری عادلانهء رای ها هستند و طرف مردم ایران ایستاده اند.

ما خبر اول هستیم، در هر بخش خبری، در CNN و کانالهای آلمانی و در همهء روزنامه های غبر محلی. از شجاعتمان حرف می زنند، از اینکه چقدر خوب بلدیم تکنولوژی را به کار ببریم، از اینکه چقدر متمدنیم و بلدیم بی خشونت اعتراض کنیم و از اینکه این روزها جهان ایران دیگه ای می بینه. ایرانی که توش هم بسیجی چماق به دست هست هم چادری شمع به دست که ساکت فقط راه می ره هم هرجور آدم دیگه این تصور کنیم. مخملباف و ساتراپی رفته اند پارلمان اروپا و از آنها خواسته اند این دولت رو به رسمیت نشناسند و اونها برایشون دست زده اند.

علاوه بر اینها ما ایرانی های بیرون از ایران گریه هم می کنیم، خیلی! وقتی جلوی روزنامه فروشی ایستاده ایم یا وقتی همکارمان می پرسد: از ایران چه خبر. اما افتخار هم می کنیم به همهء آنهایی که اعتراض بدون خشونت را بلدند در حالی که هیچ کس هیچ وقت یادشان نداده بود.

و من همچنان امیدوارم ...   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 11:38  توسط من (روزمره نگار)  |