در هیجان انگیزترین قسمت آزمایش که من با یه جفت چشم گرد شده خیره خیره به مونیتور نگاه می کردم و می خواستم ببینم چی می شه، یه صدای آروم اما غیرمنتظره اومد و همه چی خراب شد! نمونه ام افتاد و داغون شد!
خیلی ناراحتم! اصلا فکر نمی کردم که اینقدر بهش وابسته شده باشم !!!!!!!!!!
حالا روز از نو روزی از نو! یکی دیگه سفارش دادم و هفته دیگه حاضر می شه. همیشه یه پای بساط لنگه: قبلا میز کار درست و حسابی نداشتم، حالا که حسابی شیک شدم، نمونه ام خراب شده ):
+ نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 18:22  توسط من (روزمره نگار)
|


